دسته: مقاله ها نمایش از یکشنبه, 04 بهمن 1388 11:30 بازدید: 2380

جكيده :
در پهنه گسترده اي از نواحي خشك ايران تنها منبع تامين آب، ذخاير آب زيرزميني است. باتوجه به محدوديت اين منابع و رشد شتابان بخشهاي اقتصادي و اجتماعي كه افزايش تقاضا را بدنبال دارد، مديريت منابع آب در اين نواحي اهميت ويژه اي مييابد. چنانچه بهره برداري مازاد ادامه يابد، نه تنها با كاهش كمي و كيفي ذخاير آب زيرزميني روبرو خواهيم بود، بلكه امكان تامين آب مورد نياز بخشهاي اقتصادي و اجتماعي وجود نداشته و حيات اين مناطق با بحران روبرو خواهد شد.
دشت بيرجند در با وسعت 3150كيلومترمربع، جمعيتي حدود 210000 نفر ، 33 درصد جمعیت خراسان جنوبي را در خود جاي داده است . تمركز بخش اعظمي از فعاليتهاي اقتصادي، صنعتي و جايگاه سياسي اتي اين شهر، مساله دسترسي به منابع آب پايدار را جهت رشد و توسعه فعاليتها در همه زمينه ها را در اين دشت بسيار حياتي نموده است. دشت بيرجند از سال 1360 با افت سفره آب زيرزميني روبرو شده و اين روند تا كنون روبه تشديد بوده، بطوريكه متوسط افت سفره از 21 سانتيمتر در سالهاي 78- 1360 به بیش از 60 سانتيمتر در سالهاي 78 به بعد بعلت مازاد برداشت و بروز خشكسالي رسيده است . از اينرو چنانچه تمهيدات موثري براي عدم توازن سفره بعمل نيايد، باتوجه به خشكساليهاي اخير در آينده نه چندان دور بحران كم آبي آثار و پيامدهاي سوئي بر فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي خواهد گذاشت. هدف از ارائه اين مقاله معرفي يك روش جهت مديريت منابع آب در نواحي خشكي مانند دشت بيرجند و نواحي همگون جغرافيايي آن مي باشد. براي رهايي از اثرات منفي كمبود آب بايد رفتار اجزاء ارایه شده در این روش را با سياستهاي موثر اصلاحي بهينه نمود. برنامه هاي اصلاحي در بخش تغذيه سفره بايد براستفاده هرچه بيشتر از نزولات جوي بالاخص روانابهاي فصلي باتوصيه گسترش پروژه هاي متنوع آبخيزداري جهت استفاده از پتانسیل 38 میلیون متر مکعبی آبهای سطحی دشت بيرجند استوار باشد و در بخش خروجي از سفره باتوجه به حجم مصرف سالیانه حدود 120 ميليون مترمكعب در بخش كشاورزي برروي اصلاح روشهاي آبياري، كنترل برداشت از چاههاي عميق و نيمه عميق، تغيير در الگوي كشت و جایگزین کردن پساب دشت بیرجند و حتي تغيير در قيمت آب كشاورزي بنحوي كه مصرف آب را براي بهره برداران بعنوان يك عامل باارزش در هزينه توليد بگنجاند و موجبات كاهش مصرف را فراهم آورد، متمركز باشد. در اين روش با شناخت اجزاء، متغيرها و روابط آنها به توصيه راهكارهاي لازم اصلاحي جهت تعادل در ورود و خروج آب از سفره زيرزميني دشت اقدام شده تا از اين طريق با دستيابي به مهمترين عامل طبيعي در حيات بتوان فرصت هاي رشد و توسعه آتي دشت را بيمه ساخت.
واژه هاي كليدي: مديريت منابع آبي، آب هاي زيرزميني، نواحي خشك، آبخيزداري، خشكسالي
مقدمه:
هرچند بشر براي تامين نيازهاي خود، با تكنولوژي و پيشرفت فرهنگي توانسته است انرژي بيشتري را از طبيعت بخدمت گيرد اما در چند دهه اخير در بهرهبرداري از منابع طبيعي به افراط رفته و متاسفانه عليرغم اطلاع از محدوديت منابع و آگاهي از عواقب ناخوشايند و بعضا نابودكننده روشهاي بهرهبرداري خود از منابع طبيعي، در اصلاح و درك واقعيتي كه ممكن است گرفتار آن گردد، برخورد علمي و منطقي جدي نكرده است.
از جمله اين منابع محدود طبيعي آبها هستند كه هر منطقه جغرافيايي نظر به شرايط محيطي خود بنحوي از ان استفاده مينمايد. در اكثر نواحي ايران بعلت حاكميت شرايط خشكي تنها آبهاي زيرزميني موجبات فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي را فراهم ساخته است. در حال حاضر 60 درصد نیاز آبی کشور از این طریق تامین می شود در بسياري از اين مناطق رسوخ تكنولوژي بهرهبرداري از ذخاير آبي در اعماق زمين جهت تامين مصارف كشاورزي، رشد سريع شهرنشيني و توسعه صنايع بتدريج نرخ بهرهبرداري از منابع آب را بيش از نرخ تجديد آن گردانده و اين بهرهبرداريهاي اضافي موجب بروز مشكلاتي گرديده است بطور یکه بسياري از دشتها جهت بهره برداري ممنوعه اعلام شده اند. در حال حاضر از 30دشت استان خراسان جنوبی 16 دشت ممنوعه و 3 دشت وضعیت بحرانی دارد درهر صورت بهرهبرداي اضافي نه تنها تجديد آب استحصال شده را ممكن نميسازد، بلكه بروز دورههاي خشكسالي موجبات كاهش شديد ذخاير آب شده كه تامين مصارف بخشهاي اقتصادي و اجتماعي را با مشكل مواجه ساخته و ممكن است اين فعاليتها را با ركود و حتي حيات اين مناطق را با بحران روبرو نمايد. براي جلوگيري از وقوع چنين بحراني مساله مهم در اين مناطق مديريت منابع آب است كه از طريق اتخاذ سياستهاي چندجانبه بتوان ميزان استحصال آب از منابع آب زيرزميني را با نرخ تجديد آن برابر گرداند.
این مقاله در صدد ارایه روشی جامع جهت مديريت منابع آب در نواحي خشكي همانند دشت بيرجند و نواحي همگون جغرافيايي آن كه در حال حاضر با مشكل عدم توازن سفره آب زيرزميني روبرو هستند، مي باشد تا از طريق اتخاذ روشهاي بهينه در بخشهاي مختلف ذخيره پايداري از آب جهت جريان رشد و توسعه فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي پديد آمده و نگراني در مورد آينده تا حدود زيادي مرتفع خواهد شد.
طرح مساله:
بخش اعظمي از نواحي مركزي، جنوب و شرق كشور كه در گستره پهناور اراضي خشك و نيمه خشك قرار گرفته بعلت برداشت بيرويه از سفرههاي زيرزميني با مشكل عدم تعادل روبرو شده است. چنانچه اين روند ادامه يابد، نه تنها بتدريج كيفيت آب استحصالي نامطلوب بلكه مساله كمبود آب و بيآبي نيز تشديد خواهد گرديد. دشت بيرجند نيز بعنوان مهمترين دشت جنوب خراسان از نظر تمركز جمعيت، موقعيت شهرنشيني، تمركز فعاليتهاي اقتصادي(فعاليتهاي صنعتي، كشاورزي، خدماتي) و نظامي از سال 1360 بعلت تشديد استفاده از منابع آب زيرزميني با افت متوسط سفره آب (حدود 40 سانتيمتر) روبرو مي باشد. آخرين گزارشات اخذ شده از مطالعات آب شهرستان در سال 1383 – 1388 نشانگر افت سفره آبي در دشت بیرجند حدود 60 سانتيمتر با متوسط کسری مخزن سالیانه حدود 12 میلیون متر مکعب است است كه تشدید برداشت از سفره و كمبود باران و خشكسالي چندساله اخير موجب آن بوده است. از اينرو چنانچه تمهيدات لازم و موثري براي موازنه سفره اتخاذ نگردد، بحران بيآبي در سالهاي آتي و ركود بخشهاي اقتصادي و اجتماعي جدي خواهد بود. حال سئوال مهم این است که این تمهیدات باید با چه روشی و با الویت کدام بخشها صورت گیرد ؟ مساله ای که این مقاله بدنبال آن می باشد
مواد و روشها:
اين مجموعه بر اساس تحقيقات و نظرات كارشناسان و با استناد به تجربيات اساتيد فن و مطالعه منابع علمي مرتبط و سايتهاي علمي تنظيم و گردآوري شده است.
ويژگيهاي علمي كاربردي روش طراحي شده:
مطرح نمودن يكي از مهمترين مشكلات مبتلابه بخش پهناوري از كشور و جامعيت روش ارائه شده براي رفع مساله.
برخورد علمي و جامع با مساله تحقيق ضمن ارائه روشهاي بهبود و اصلاحي در متغيرهاي روش.
نمايش ساده و جامع برآيند دو جريان خروجي و ورودي به سيستم آب زيرزميني كه منتج به وجود يا عدم وجود بحران آب در ناحيه خواهد شد.
برانگيختن افكار متخصصين و محققين رشتههاي مختلف علوم در بخشهاي گوناگون روش جهت ارائه روشهاي اصلاحي.
جهت دهي ادارات و ساير نهادهاي اجرايي در هماهنگي برنامهها و مشاركت در امور با بخش مديريت آب منطقه.
مطرح نمودي بخش آب بعنوان اصلي ترين محور در تعيين استراتژي بلندمدت توسعه اقتصادي و اجتماعي نواحي خشك و حاشيه كويري كشور.
شرح روش:
روشي كه جهت بررسي چگونگي پيدايش بحران آب در نواحي خشك و حاشيه كويري كشورمان كه صرفا تكيه بر ذخاير آب زيرزميني ميباشد در شكل صفحه بعد نشان داده شده است. بخشهاي مختلف روش شامل بخش تغذيه، آب، كشاورزي، صنعت و بخش رشد جمعيت و توسعه خدمات شهري و روستايي ميباشدكه روابط آنها نيز منظور گرديده است. بطور كلي سيستم سفره آب زيرزميني در اين نواحي داراي دو جريان ورودي Input و خروجي Output ميباشد:
1-جريان ورودي شامل بخش تغذيه و بازگشت به سفره از طريق مصرف آب در ساير بخشها.
2-جريان خروجي شامل بهرهبرداي كه توسط بخش آب جهت رفع تقاضاي فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي صورت ميگيرد. ( بخشهاي صنعت، كشاورزي، رشد و توسعه خدمات شهري و روستايي)
جريان ورودي به سفره از طريق نزولات جوي تامين ميشود اما ميزان تغذيه سفره يا نفوذ به آن از سوي عوامل ديگري مانند شرايط اقليمي كه ميزان ريزشهاي جوي را تعيين مي نمايد، همچنين خاك، پوشش گياهي و بالاخره خصوصيات زمينشناسي و فيزيوگرافي كنترل مي گردد، ضمن اينكه اين عوامل علاوه بر روابط متقابل با يكديگر بصورت مستقيم يا غيرمستقيم در فعالتهاي اقتصادي و اجتماعي ناحيه يعني بخشهاي مصرفكننده آب در روش نيز دخيل مي باشند. بدين معنا كه عوامل كنترلكننده جريان ورودي به سيستم خود تحت تاثير روابط متقابل با جمعيتهاي انساني و فعاليتهاي آنان در ناحيه مي باشند.
جريان خروجي از سيستم بستگي به نياز مصرفي بخشهاي اقتصادي و اجتماعي در ناحيه دارد و اين بخش ها همچنانكه داراي روابط متقابل با عوامل كنترلكننده جريان ورودي به سيستم هستند، داراي روابط دروني نيز مي باشند. بعنوان مثال بخش كشاورزي همچنانكه وابسته به شرايط كليمايي، خاك، شيب اراضي و پوشش گياهي مي باشد، در ارتباط با بخش صنعت بصورت تامينكننده اراضي گسترش صنايع، توليدكننده مواد خام مورد نياز صنايع و همچنين مصرفكننده كالاهاي توليدي بخش صنعت عمل مي نمايد و يا بخش جمعيت، نيروي كار و متخصصين مورد نياز را براي بخشهاي صنعت و كشاورزي تربيت مي نمايد و از كالاهاي توليدي هر دو بخش استفاده ميكند يا بخش صنعت همچنانچه در آب مصرفي تابع متغيرهاي تعيين كيفيت سيستم تغذيه مي باشد، در توسعه امكانات و خدمات صنعتي در ساير بخشها عمل مي نمايد.
در هر صورت برآيند جريان ورودي و خروجي به سيستم تعيين كننده شرايط ناحيهاي از نظر دسترسي به آب جهت ادامه فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي خواهد بود تا زماني كه جريان ورودي به سيستم در شرايط بهينه اكولوژيكي خود عمل نمايد و تقاضاي بخشهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي نيز در حد ظرفيت جوابگويي بخش آب برقرار باشد وضعيت تعادل يا موازنه سفره وجود خواهد داشت اما افزايش تقاضا براي مصرف آب كه مسلما جريان شتابنده ميباشد منجر به استحصال بيشتر بخش آب از سفره آبي خواهد شد در اين صورت ممكن است تعادل بين جريان ورودي و خروجي به سيستم برهم خورد كه بدنبال خود موجب بحران كمآبي جهت توسعه فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي خواهد گرديد. اين وضعيت در صورتي شرايط حادتر به خود مي گيرد كه در جريان ورودي به سيستم يعني عملكرد بخش تغذيه نيز مشكلاتي بروز نمايد در اين صورت مشكل كمآبي نه تنها بصورت يك عامل بازدارنده توسعه فعاليتهاي مذكور عمل خواهد نمود بلكه تدوام شرايط فوق ناحيه را دچار ركود و نهايتا نابودي تدريجي خواهد نمود. علل و عوامل موثر در وقوع بحران:
ايجاد موازنه منفي در سفره آب زيرزميني در اكثر دشتها در نواحي خشك و حاشيه كويري غالبا علل مشتركي دارد كه در بخشهاي مختلف بدين شرح است . در بخش تغذيه (جريان ورودي) : قطع بي رويه پوشش گياهي ، تمركز دام و چراي مفرط برروي اراضي مرتعي، تعارض شديد بين روستائيان و عشاير كوچنشين كه ميزان بهرهبرداري و شدت تخريب اراضي را افزايش مي دهد، شخم بيرويه و غيراصولي اراضي مرتعي جهت ديمكاري بيصرفه اقتصادي و تثبيت مالكيت اراضي،فرسايش شديد خاك تواما بر اثر عملكرد انساني و طبيعت و بالاخره دامنه تغييرات شديد بارندگيهاي ساليانه و حجم نزولات جوي. در بخش مصرف (جريان خروجي) : حفر بي رويه چاههاي عميق و نيمه عميق جهت مصارف كشاورزي و بهرهبرداري بيش از حد از اين چاهها، غلبه شيوه كشت سنتي، نامناسب بودن الگوي كشت زراعي، روشهاي سنتي در آبياري با پرت شديد آب، عدم كارايي و بازدهي سيستمهاي آبياري، هدررفتن آب در فصول غيرزراعي، رشد سريع شهرها و خدمات شهري و گسترش تقاضاي آب، افزايش مصرف سرانه آب و پرت آن در شبكه آبرساني شهري، گسترش بهربرداري از سفرههاي زيرزميني جهت آبرساني به روستاها و فرهنگ نامناسب استفاده از آب از علل عمده در اين بخش است. جاي شك نيست كه وضعيت فعلي سفرههاي آب در بسياري از نواحي خشك كشورمان ماحصل وقوع چنين رخدادهايي است. در هر صورت برآيند دو جريان ورودي وخروجي به سيستم تعيينكننده شرايط ناحيهاي از نظر دستيابي به آب جهت ادامه رشد فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي خواهد بود. چنانچه شرايط عدم موازنه سفره آبي برقرار باشد، هم در علل ايجاد بحران و هم در رفع آن نگرش به كليه بخشهاي روش و متغيرهاي آن ضروري است. لازم بذكر است كه اين متغيرها با درجات شدت و ضعف متفاوتي عمل مي كنند. اين مهم مي تواند در اولويت بندي آنها جهت مقابله با بحران داراي اهميت باشد.
بررسي وضعیت آبخانه دشت بيرجند:
دشت بيرجند در حاشيه شرقي دشت لوت از سال 1360 با مشكل عدم توازن سفرههاي آب زيرزميني روبرو بوده و طي چند ساله اخير بدليل بروز خشكسالي اين وضعيت تشديد شده است. اين مساله خاطر نشان ميسازد كه چنانچه وضعيت فعلي ادامه يابد، وقوع بحران در توسعه فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي منطقه جدي خواهد بود. در حال حاضر حجم تخليه آب از سفره دشت بيرجند 130 ميليون مترمكعب است كه از اين مقدار ، 119 ميليون مترمكعب در بخش كشاورزي، 10 ميليون متر مكعب در بخش شرب شهري و روستايي و حدود 1 ميليون متر مكعب در بخش صنعت مصرف مي شود. در حاليكه در مقابل تقاضاي فوق ميزان ورودي به سفره حاصل از نفوذ بارش، آب بازگشتي كشاورزي و چاههاي جاذب واحدهاي مسكوني حدود 112 ميليون مترمكعب مي باشد. اين بدان معناست كه سالانه با 18 ميليون مترمكعب كسري سفره روبرو هستيم.
بحث و نتيجه گيري:
باتوجه به مطالبي كه در قبل عنوان گرديد ادامه روند مصرف بيرويه آبهاي زيرزميني در نواحي خشك و نيمه خشك كشورمان همانند دشت بیرجند باعث ايجاد بحران و نهايتا ركود فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي خواهد گرديد. از اينرو براي رهايي از شرايط فعلي و مهمتر از آن اطمينان از هر گونه سرمايهگذاري درازمدت و تضمين ادامه حيات نسلهاي آتي براي رفع مشكل كمآبي بايد اقدامات اصلاحي چندجانبه ای لحاظ گردد. برنامههاي بحش تغذيه بايد حداكثر استفاده از روانابهاي سطحی 38 میلیون مترمکعبی دشت بیرجندرا جهت تقويت سفره به همراه تغيير و اصلاح شيوههاي بهرهبرداري از اراضي دنبال نمايد. در اين بخش عمليات آبخيزداري بايد برروي طرحهاي جمعآوري آب باران، كنترل،مهار و پخش سيلاب، عمليات پارك آبخيز و حفاظت رودخانهها متمركز گردد. مشاركت مردم در حفظ پهنه عرصههاي عملياتي همانند قرق، ممانعت از چراي بي رويه دامها و بوتهكني، و بطور خلاصه بازسازي اراضي تخريب شده نياز به انجام فعاليتهاي آموزشي و فرهنگي و استفاده از مردم بالاخص در اصلاح طرحهاي جمعآوري سيلاب كه به روش سنتي توسط بندسارها مرسوم بوده، از جمله زمينههاي مساعد آمادگي مردم براي مشاركت در اين نواحي است. در چند بخش تغذيه و روشهاي اصلاحي مربوط به آن از اهميت خاصي برخوردار است، ليكن اگر اعمال اين روشها توام با اقدامات اصلاحي در ساير بخشهاي مصرفكننده آب نباشد، نتايج مطلوب حاصل نخواهد شد. چه بسا ممكن است با هرگونه سرمايهگذاري در بخش تغذيه نتوان موازنه منفي موجود در سفره را بعلت مصارف تشديدي بخشهاي مصرفي مرتفع ساخت. از سوي ديگر بخش تغذيه نياز به سرمايهگذاري دولتي در اين نواحي دارد كه با توجه به وسعت زياد مناطق خشك حجم سرمايهگذاري مورد لزوم جاي تامل دارد. در حاليكه در بخشهاي مصرفي با مشاركت مردم و بخش خصوصي مي توان اقدامات بهينهاي را در مصرف آب در سطح وسيعي اعمال نمود. نظر به اینکه بخش کشاوزی بیش از 92 درصد مصرف آب را در دشت به خود اختصاص داده است محدود کردن استحصال آب از چاههای عمیق و نیمه عمیق کشاورزی از طریق گزینه های متنوعی همانند : 1- نظارت کافی جهت جلو گیری از مازاد برداشتهای خارج از پروانه بهره برداران کشاورزی 2- استفاده ازکنتورهای هوشمند آب 3- جایگزین نمودن کانالهای مدرن انتقال آب کشاورزی به جای جوبهای سنتی 4- تغییر روش آبیاری 5- طولانینمودن دوره آبیاری در طی خشکسالیها 6- تعیین قیمت مناسبی به عنوان آب بهای کشاورزی 7- خرید چاههای کشاورزی توسط دولت 8- در اولویت قرار دادن استفاده از پساب شهری بیرجند بجای استحصال آب تعدادی ازچاههای کشاورزی باید ورد توجه ویژه قرار گیرد اما کاربردی ترین روش استفاده از گزینه برسی شاخصاهای بهره وری آب کشاورزی جهت تغییرات لازم در ساماندهی الگوی کشت می باشد به نحوی که بهره برداران کشاورزی از طریق آموزش و ترویج به سمتی هدایت شوند که اولا با ساماندهی الگوی کشت کاهش مصرف آب صورت گیرد ثانیا در آمد زایی مناسبی برای این بهره برداران نیز ایجاد شود به عنوان مثال نتایج برخی بررسی ها در دشت نشان می دهد که کشت هایی مانند یونجه و چغندر قند با مصرف آب بالا و در آمد ناچیز در واحد مصرف می توانند به تدریج حذف و کشتهایی با مصرف آب کمتر و در آمد بالاتر نظیر ذرت علوفه ای ، کلزا و یا ارزن جایگزین شوند ( فال سلیمان ، 1386 )
تبديل اراضي كشاورزي حاشيه شهرها با ملحوظ قرار دادن تمام جوانب زيستمحيطي براي متقاضيان ايجاد مراكز صنعتي چنانچه موجبات تغيير در پروانه بهرهبرداري از آب را بدنبال داشته باشد، و حتي خريد آندسته از چاههاي كشاورزي كه در حيطه گسترش فضاي شهري هستند، جهت تامين آب شرب ( در صورت داشتن كيفيت مناسب فيزيكوشيميايي ) توصيه مي شود.
بخش صنعت بدليل نقش اشتغالزايي در اين نواحي بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد. ناچيزبودن مصرف آب در بخش صنعت و بازده اقتصادي و قابل توجه آن نسبت به بخش كشاورزي اين بخش را در توسعه اقتصادي و اجتماعي نواحي حاشيه كوير از اهميت خاصي برخوردار ميسازد. از سوي ديگر پسآبهاي صنعتي مجددا مورد بازيافت و استفاده قرار ميگيرند.
در بخش مصرف خانوار تا حد امكان بايد برنامههاي فرهنگي براي برانگيختن افكار جماعات مستقر در منطقه در مصرف آب كه ريشه در اعتقادات و باورهاي مذهبي داشته گرايش داشته باشد. ملحوظ كردن اين برنامهها در سطوخ آموزش و پرورش و نصب تابلوهاي تبليغاتي در ميادين شهري از جمله اين موارد ميباشد. در اين بخش تمامي اجزا مصرف آب در خانوادهتفكيك و اقدامات اصلاحي صرفهجويي براي هر جز از طريق برنامههاي آموزشي به مرحله اجرا درآيد.
ساماندهي فضاي شهر با حداكثر كارايي آب و حداقل مصرف و اعمال نرخ تصاعدي براي مصرفكنندگان بيش از واحد معين، روش مناسبي در تعديل ميزان مصرف آب است. ملزم نمودن واحدهاي مسكوني به ايجاد چاههاي جاذب جمعآوري رواناب سطوح منازل و در صورت امكان استفاده از فاضلاب شهري پس از بازيافت جهت مصارف متفاوت می تواند مورد استفاده قرار گيرد روانابهای سطحی دشت بیرجند سالیانه حدود 5/1 میلیون متر مکعب بر آورد شده است همچنین فاضلاب شهر ی پس از تصفیه می تواند جایگزین چاه های کشاورزی حاشیه شهر شده و این چاه ها مسدود گردند
در هر صورت موفقيت همه و ادامه زيست بدون خطر جماعات انساني و توسعه فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي اين نواحي به اين وابسته است كه تا چه حد به درك مسالهاي كه در آيندهاي نزديك با آن مواجه خواهند بود، نائل گردند
تهیه و تنظیم : محمود فال سلیمان- بهاره چشکی
منابع فارسي:
1- طرحي براي حل مساله آب در ايران در رابطه با برداشت بيش از حد منابع زيرزميني، هفتمين سمينار جغرافيايي ايران، دانشگاه تهران، 1369.
2- فال سليمان، محمود. آمايش نواحي خشك و نيمه خشك با تكيه بر محدوديت آب ، پايان نامه كارشناسي ارشد رشته جغرافيا، دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي مشهد، 1372.
3- كردواني، پرويز. ويژگيهاي اقليمي، علل خشكي و مسائل آب ، جلد اول، انتشارات دانشگاه تهران، 1369.
4-كميته ملي يونسكو در ايران، طبيعت و منابع، كيفيت آب و دسترسي به آن، سال اول، شماره 1، 1371.
5- مجتهد زاده، محمد تقي. يك روش ديناميك براي برنامه ريزي مناطق كم آب، پايان نامه كارشناس ارشد رشته اقتصاد، دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران، 1370.
6- مجتهد زاده، محمد تقي، يك روش ديناميك براي برنامه ريزي و توصيه مناطق كم آب، مجله برنامه و توسعه، دوره دوم، شماره 4، زمستان 1371.
7-مخدوم، مجيد. آمايش سرزمين و بخش كشاورزي، اولين كنگره بررسي مسائل كشاورزي ايران، وزارت كشاورزي، 1367.
8- ميلر، ج.ت. زيستن در محيط زيست، ترجمه مجيد مخدوم، انتشارات جمعه، دانشگاه تهران، 1366.
9- فال سلیمان ، محمود . 1386 . نقش کارکردهای روستایی در مقابله با محدودیت آب در مناطق خشک . پایان نامه دکترا . دانشگاه فردوسی مشهد
منابع لاتين:
Hagget, petter. Geography: a modern synthesis, University of Bristol. New york. 1972, 1970.
Patrik. A. Domenico: concepts and models in ground water Hydrology. Mc Graw Hill. Inc, 1972.
Grigg, Nails. S., Water Resources planning. Mc Graw Hill, 1985.