پايان دوران سدهاي بزرگ
- توضیحات
- دسته: مقاله ها
- نمایش از شنبه, 22 فروردين 1388 12:01
- بازدید: 608
نوشتهاي كه با عنوان "پايان دوران سدهاي بزرگ" ميخوانيد، بر گرفته از كتابي به نام "پيامدهاي زيست محيطي سدهاي بزرگ، رودهاي خاموش" نوشته پاتريك مك كالي(Patrick McCully) و ترجمه فاطمه ظفرنژاد است. نويسنده در اين قسمت از كتاب احداث سدهاي بزرگ را و كوچك را نقد كرده و معتقد است احداث سدهاي بزرگ باعث خسارات زيستمحيطي بويژه در اراضي پايين دست اين سدها ميشود.
اميدوارم نسل هاي آينده هنگامي به گذشته مي نگرند و مي پرسند" چرا نياكان ما به نام همه ماهي هايي كه در دريا شنا مي كنند به مهندسان اجازه دادند تا رودهاي ما را كاملاً ويران كنند" به ما با خفت و استهزاء ننگرند. (اد آوريل Ed Averill رئيس فدراسيون حيات وحش اورگون) Oregon، 1937
جنبش عظيمي كه از ساختار ديوانسالاري، ايدئولوژي و منافع سرچشمه مي گرفت، در شش دهه گذشته ماشين سدسازي را به چرخش در آورد بي آن كه كوچكترين پرسشي درباره ميزان خسارات آن مطرح شود يا ميزان دستيابي به اهداف تأمين آب، نيرو، غذا و كاميابي هاي پيش بيني شده آن ارزيابي گردد. اين صنعت هيچگاه يك ارزيابي معتبر و بازنگري جامع از پيامدهاي اكولوژيكي، اقتصادي و اجتماعي يك نمونه از سدهاي بزرگ و يا يك طرح ساده را ارائه نداد.
شمار رو به افزايشي از دانشگاهيان و محققان فعال، پيكره مؤثري براي گردآوري داده هاي نمايانگر خسارات گسترده ناشي از طرحهاي سد و شبكه هاي مربوط به آنها در آبخيزها، فرهنگ ها و اقتصادهاي ملي، پي ريزي كرده اند. گذشته از اين، دلايل مستحكمي وجود دارد كه نشان ميدهد چگونه سدها اهداف پيش بيني شده خود را محقق نساختهاند. سدها هميشه بيش از آنچه ادعا شده هزينه داشتهاند و به اين شيوه سرمايهگذاري در زمينههاي مفيدتر را محدود كردهاند. مخزن ها هميشه بسيار زودتر از زمان پيش بيني شده، از گل و رسوب پر شده اند و نيروگاه هاي برقابي بسيار كمتر از ميزان پيش بيني شده الكتريسته توليد كرده اند. طرح هاي آبياري غالباً مديريت بدي دارند، خاك را تخريب كردهاند، كشاورزان كوچك را ورشكست كردهاند و زمين هايي كه براي مردم بومي خوراك توليد ميكردند و تضمين كننده خودكفايي جامعه بومي بودهاند را به زمين هاي توليدكننده محصولات صادراتي بدل كردهاند. سدها به صاحبان قدرت و ثروتمندان كمك ميكنند تا با استفاده از ضعف سياسي، زمين، آب و جنگلهاي ملي و عمومي را حصار بكشند و از آن خود كنند. سدها با منحرف كردن اذهان در زمينه كنترل و مهار سيلهاي بزرگ، اسكان در سيلاب دشتها را ترويج ميكنند، كه به اين ترتيب سيلهاي خسارتبار معمولي را به سيل هاي ويرانگر مبدل ميكنند.
مخالفت با سدها، با تكيه بر اين واقعيت فزاينده كه نيازهاي اصلي مورد انتظار از سدها را به شيوههاي ديگري نيز ميتوان برآورده ساخت، از اعتبار بيشتري برخوردار شده است. آب آبياري براي زمينهاي قابل كشت را ميتوان به گونهاي سريعتر، ارزانتر و منصفانهتر به كمك طرحهاي كوچك، برخي با كاربرد تكنيكهاي سنتي، برخي با كاربرد روش هاي نوين و برخي نيز با كاربرد تركيبي از اين دو، تأمين كرد. افزايش راندمان عرضه و كاربرد آب، مي تواند دسترس پذيري به آن را تا اندازه بسيار زيادي گسترش دهد بدون آن كه نيازي به ساخت سدهاي بيشتر باشد. همچنين در همه كشورها توان بسيار بالايي براي كاهش انرژي مصرفي از راه حفاظت و افزايش كارايي وجود دارد– توليد نگاوات بيشتر به جاي مگاوات بيشتر. هزينههاي توليد منابع تجديدپذير، بويژه باد و خورشيد، روز به روز با شتاب بسيار كاهش مي يابد و هم اينك نيز در بسياري از مناطق و براي بسياري از كاربردها، ارزانتر از انرژي برقابي تمام مي شود.
مهمترين استدلال در برابر طرفداران سدهاي كوچك، به مثابه گزينه هاي جايگزين طرحهاي بزرگ، آن است كه اگر بنا باشد به اندازه يك سد بزرگ ظرفيت ذخيره و توليد نيرو داشته باشيم پس سدهاي كوچك بسيار زيادي بايد ساخته شوند كه پيامدهاي آنها چه بسا از تك سد بزرگي كه جايگزين آن ميشوند بدتر باشد. مخزن هاي كوچك بازاي هر واحد آب ذخيره شده زمين هاي بيشتري را زير آب مي برند. تاكنون هيچ استدلال واقع بينانه اي كه نشان دهد سدهاي كوچك ميتوانند همان اندازه بازدهي داشته باشند كه سدهاي بزرگ، از سوي طرفداران اين نظريه ارائه نشده است. بستن رود پارانا Parana در آمريكاي جنوبي با 15700 سد يك مگاواتي، براي مجموع سدهاي 15700 مگاواتي ايتايپو Itaipu و ياسيرتا Yacyreta گزينه مطلوبي نيست. همچنين سدهاي كوچك بر روي رودخانه كلرادو به هر تعداد هم كه باشند نميتوانند با ظرفيت ذخيره آب 68 ميليارد متر مكعبي سدهاي هوور و گلن كنيون برابري كنند.
يكي از مشاوران بانك جهاني در سال 1987 چنين نوشت: " بسياري از برنامه هاي آينده توسعه منابع آب متفق القولند كه در نهايت، يعني تا نيمه قرن بيست و يكم، همه رواناب همه رودخانه هاي جهان مي بايست بوسيله مخازن يا ساير روش ها ذخيره گردد" اما امروز تنها آب سالاران اصول گرا fundamentlist hydrocrats ممكن است پشتيبان چنين داعيه اي باشند. امروزه در برخي كشورها، چنين مي نمايد كه مخالفت ها همراه با اقتصاد بيمار و كمبود ساختگاههاي مناسب، صنعت سدسازي را با ضعف روبرو ساخته است. هم اينك تقريباً همه رودهاي آزاد باقيمانده در سوئد و نروژ به طور قانوني در برابر سدسازي محافظت شده اند. هم اينك نزديك به 16000 كيلومتر از بخش هاي حساس رودهاي آمريكا زيرپوشش قانون فدرال 1968 حيات وحش ملي و چشم اندازهاي رودخانهاي در شرايط جريان آزاد و طبيعي نگه داشته شده اند و بيش از دهها هزار كيلومتر نيز زير پوشش قوانين حفاظت رودخانه هاي ايالات گوناگون قرار دارند. در آمريكا هم اينك آهنگ ساخت سدهاي بزرگ به پائين ترين نرخ در سراسر قرن بيستم رسيده است.
























