اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان جنوبی

امروز شنبه, 30 ارديبهشت 1391 - Sat 05 19 2012

خبر خوان

 نقشه وبگاه

رایانامه

تلفن های ما

پیوندها

 خدملت الکترونیک

 فرم های اداری

 راهنمای انجام کار

کاربران

پیوند های کاربردی:

پايان دوران سدهاي بزرگ

نوشته‌اي كه با عنوان "پايان دوران سدهاي بزرگ" مي‌خوانيد، بر گرفته از كتابي به نام "پيامدهاي زيست محيطي سدهاي بزرگ، رودهاي خاموش" نوشته پاتريك مك كالي(Patrick McCully) و ترجمه فاطمه ظفرنژاد است. نويسنده در اين قسمت از كتاب احداث سدهاي بزرگ را و كوچك را نقد كرده و معتقد است احداث سدهاي بزرگ باعث خسارات زيست‌محيطي بويژه در اراضي پايين دست اين سدها مي‌شود.

پايان دوران سدهاي بزرگ

اميدوارم نسل هاي آينده هنگامي به گذشته مي نگرند و مي پرسند" چرا نياكان ما به نام همه ماهي هايي كه در دريا شنا مي كنند به مهندسان اجازه دادند تا رودهاي ما را كاملاً ويران كنند" به ما با خفت و استهزاء ننگرند. (اد آوريل Ed Averill رئيس فدراسيون حيات وحش اورگون) Oregon، 1937

جنبش عظيمي كه از ساختار ديوانسالاري، ايدئولوژي و منافع سرچشمه مي گرفت، در شش دهه گذشته ماشين سدسازي را به چرخش در آورد بي آن كه كوچكترين پرسشي درباره ميزان خسارات آن مطرح شود يا ميزان دستيابي به اهداف تأمين آب، نيرو، غذا و كاميابي هاي پيش بيني شده آن ارزيابي گردد. اين صنعت هيچگاه يك ارزيابي معتبر و بازنگري جامع از پيامدهاي اكولوژيكي،‌ اقتصادي و اجتماعي يك نمونه از سدهاي بزرگ و يا يك طرح ساده را ارائه نداد.
شمار رو به افزايشي از دانشگاهيان و محققان فعال، پيكره مؤثري براي گردآوري داده هاي نمايانگر خسارات گسترده ناشي از طرح‌هاي سد و شبكه هاي مربوط به آنها در آبخيزها، فرهنگ ها و اقتصادهاي ملي، پي ريزي كرده اند. گذشته از اين، دلايل مستحكمي وجود دارد كه نشان مي‌دهد چگونه سدها اهداف پيش بيني شده خود را محقق نساخته‌اند. سدها هميشه بيش از آنچه ادعا شده هزينه داشته‌اند و به اين شيوه سرمايه‌گذاري در زمينه‌هاي مفيدتر را محدود كرده‌اند. مخزن ها هميشه بسيار زودتر از زمان پيش بيني شده، از گل و رسوب پر شده اند و نيروگاه هاي برقابي بسيار كمتر از ميزان پيش بيني شده الكتريسته توليد كرده اند. طرح هاي آبياري غالباً مديريت بدي دارند، خاك را تخريب كرده‌اند، كشاورزان كوچك را ورشكست كرده‌اند و زمين هايي كه براي مردم بومي خوراك توليد مي‌كردند و تضمين كننده خودكفايي جامعه بومي بوده‌اند را به زمين هاي توليدكننده محصولات صادراتي بدل كرده‌اند. سدها به صاحبان قدرت و ثروتمندان كمك مي‌كنند تا با استفاده از ضعف سياسي، زمين، آب و جنگل‌هاي ملي و عمومي را حصار بكشند و از آن خود كنند. سدها با منحرف كردن اذهان در زمينه كنترل و مهار سيل‌هاي بزرگ، اسكان در سيلاب دشت‌ها را ترويج مي‌كنند، كه به اين ترتيب سيل‌هاي خسارت‌بار معمولي را به سيل هاي ويرانگر مبدل مي‌كنند.
مخالفت با سدها، با تكيه بر اين واقعيت فزاينده كه نيازهاي اصلي مورد انتظار از سدها را به شيوه‌هاي ديگري نيز مي‌توان برآورده ساخت، از اعتبار بيشتري برخوردار شده است. آب آبياري براي زمين‌هاي قابل كشت را مي‌توان به گونه‌اي سريعتر، ارزان‌تر و منصفانه‌تر به كمك طرح‌هاي كوچك، برخي با كاربرد تكنيك‌هاي سنتي، برخي با كاربرد روش هاي نوين و برخي نيز با كاربرد تركيبي از اين دو، تأمين كرد. افزايش راندمان عرضه و كاربرد آب، مي تواند دسترس پذيري به آن را تا اندازه بسيار زيادي گسترش دهد بدون آن كه نيازي به ساخت سدهاي بيشتر باشد. همچنين در همه كشورها توان بسيار بالايي براي كاهش انرژي مصرفي از راه حفاظت و افزايش كارايي وجود دارد– توليد نگاوات بيشتر به جاي مگاوات بيشتر. هزينه‌هاي توليد منابع تجديدپذير، بويژه باد و خورشيد، روز به روز با شتاب بسيار كاهش مي يابد و هم اينك نيز در بسياري از مناطق و براي بسياري از كاربردها، ارزان‌تر از انرژي برقابي تمام مي شود.

مخالفان طرح‌هاي سدهاي بزرگ، سدهاي كوچك را به عنوان گزينه جايگزين معرفي مي‌كنند. اين قرار دادن سدهاي كوچك در مقابل سدهاي بزرگ، خود خالي از اشكال نيست. يكي از پرسش ها اينست كه: سد كوچك كدام و سد بزرگ كدام است؟ وجه تمايز اين دو معمولاً بر پايه ارتفاع سد و همچنين سطح مخزن، ظرفيت توليد نيرو يا سطح اراضي آبياري، تعريف مي شود و البته تعاريف نيز بين كشورهاي گوناگون و بنگاه هاي گوناگون بسيار متفاوت است. بلنداي يك سد غالباً رهنمود معتبري براي ارزيابي پيامدهاي آن نيست. يك سد بلند 100 متري در يك دره ژرف كوهستاني اراضي كمتري را در مخزن خود غرق مي كند،‌ مردم كمتري را جابجا مي كند و پيامدهاي كمتري بر اكولوژي رودخانه دارد تا يك بند 15 متري در يك سيلابدشت با جمعيت متراكم. گذشته از ساختگاه، كاركرد و روش بهره برداري از يك سد نيز مي‌تواند بسيار معني دارتر از ارتفاع آن باشد. براي نمونه سد فاراكا Faraka در هند كه جريان آب گنگ را منحرف ساخته و پيامدهاي اقتصادي و اكولوژيكي فاجعه آميزي بر پائين دست رودخانه در بنگلادش داشته است،‌ كمتر از 15 متر ارتفاع دارد. به هر روي معمولاً هنگامي كه ساختگاه سد و الگوي بهره برداري از آن انتخاب مي شود هر چه سد بلندتر ( يا به بيان درست‌تر سطح بهره برداري از مخزن بيشتر) پيامدهاي آن نيز بسيار جدي‌تر خواهد بود.
مهمترين استدلال در برابر طرفداران سدهاي كوچك، به مثابه گزينه هاي جايگزين طرح‌هاي بزرگ، آن است كه اگر بنا باشد به اندازه يك سد بزرگ ظرفيت ذخيره و توليد نيرو داشته باشيم پس سدهاي كوچك بسيار زيادي بايد ساخته شوند كه پيامدهاي آنها چه بسا از تك سد بزرگي كه جايگزين آن مي‌شوند بدتر باشد. مخزن هاي كوچك بازاي هر واحد آب ذخيره شده زمين هاي بيشتري را زير آب مي برند. تاكنون هيچ استدلال واقع بينانه اي كه نشان دهد سدهاي كوچك مي‌توانند همان اندازه بازدهي داشته باشند كه سدهاي بزرگ، از سوي طرفداران اين نظريه ارائه نشده است. بستن رود پارانا Parana در آمريكاي جنوبي با 15700 سد يك مگاواتي، براي مجموع سدهاي 15700 مگاواتي ايتايپو Itaipu و ياسيرتا Yacyreta گزينه مطلوبي نيست. همچنين سدهاي كوچك بر روي رودخانه كلرادو به هر تعداد هم كه باشند نمي‌توانند با ظرفيت ذخيره آب 68 ميليارد متر مكعبي سدهاي هوور و گلن كنيون برابري كنند.
گزينه‌هاي معقول براي ساخت سدهاي غول آسا بر روي رود پارانا ساخت سدهاي كوچك نيست، بلكه يافتن سنجه هاي كاهش رشد تقاضاي برق در برزيل و آرژانتين و جايگزيني نيروگاه‌هاي غيرآبي به جاي آن است. گزينه ذخيره و انحراف آب از كلرادو به شهرهاي خشك و كشتزارهاي جنوب كاليفرنيا و آريزونا و نوادا" تغيير سياست هاي توسعه شهري و كشاورزي است كه با جلوگيري از جريان هاي چشمه و خليج در صحراها، حريم اراضي خشك را محفوظ دارند و براي محصولاتي كه قاعدتاً در مناطق با بارندگي زياد رشد مي كنند آب يارانه اي تأمين نكنند.
با اين همه سدهاي كوچك نسبت به همزادهاي بزرگتر خود از امتيازهايي برخوردارند. سدهاي كوچك ارزان تر هستند و براي سرمايه گذاران، چه بخش دولتي و چه بخش خصوصي، كم خطرتر ارزيابي مي شوند، و نيز چنانچه در ساخت آنها مشكلي پيش آيد يا طبق برنامه پيش بيني شده كار نكنند به ورشكستگي ملي نخواهد انجاميد. هرچه سدي كوچكتر باشد اين كه فوايد ناشي از ساخت و بهره برداري از آن بيشتر به جوامع محلي دور و بر آن برسد تا با ساكنين ساير نقاط، محتمل‌تر است. سدهاي كوچك مي توانند براي روستاهاي دورافتاده‌اي كه در شبكه برق رساني قرار نمي گيرد. برق تأمين نمايد. اين سدها مي توانند بيشتر براي تأمين آب كشاورزان محلي مفيد باشند تا انحراف آب به شهرها و كشاورزان دور دست، هزينه ها و خسارت اسكان مجدد مردم، يافتن زمين كشاورزي جايگزين و حفظ پيوندهاي اجتماعي، زماني كه تنها بخش كوچكي از يك جامعه از سد متأثر مي شود يا درصد كمي از اراضي به زير آب مي رود، آسان تر است. رسوب و گل مخزن‌هاي كوچك را مي توان تخليه كرد و در اراضي دور و بر پراكنده ساخت و به اين شيوه هم ظرفيت مخزن افزايش مي يابد و هم مزارع حاصلخيز مي شود. گذشته از اينها، با آن كه خطر شكستن سدهاي كوچك كمتر از سدهاي بزرگ نيست اما شكستن آنها به هر روي مردم كمتري را با خطر روبرو مي‌كند.
يكي از مشاوران بانك جهاني در سال 1987 چنين نوشت: " بسياري از برنامه هاي آينده توسعه منابع آب متفق القولند كه در نهايت، يعني تا نيمه قرن بيست و يكم، همه رواناب همه رودخانه هاي جهان مي بايست بوسيله مخازن يا ساير روش ها ذخيره گردد" اما امروز تنها آب سالاران اصول گرا fundamentlist hydrocrats ممكن است پشتيبان چنين داعيه اي باشند. امروزه در برخي كشورها، چنين مي نمايد كه مخالفت ها همراه با اقتصاد بيمار و كمبود ساختگاههاي مناسب، صنعت سدسازي را با ضعف روبرو ساخته است. هم اينك تقريباً همه رودهاي آزاد باقيمانده در سوئد و نروژ به طور قانوني در برابر سدسازي محافظت شده اند. هم اينك نزديك به 16000 كيلومتر از بخش هاي حساس رودهاي آمريكا زيرپوشش قانون فدرال 1968 حيات وحش ملي و چشم اندازهاي رودخانه‌اي در شرايط جريان آزاد و طبيعي نگه داشته شده اند و بيش از دهها هزار كيلومتر نيز زير پوشش قوانين حفاظت رودخانه هاي ايالات گوناگون قرار دارند. در آمريكا هم اينك آهنگ ساخت سدهاي بزرگ به پائين ترين نرخ در سراسر قرن بيستم رسيده است.
دوران سدهاي بزرگ در ايالات متحده آغاز شد. آينده نگري دراز مدت سدها و مخالفت با آنها نيز در آمريكا شكل گرفته است. گذشته از جلوگيري از ساخت طرح هاي بزرگ جديد سدسازي، محافظان رودخانه‌ها هم اينك به مسأله كاهش پيامدهاي سدهاي موجود پرداخته‌اند و بويژه بهره‌برداران از سدها را به رها سازي آب در چارچوب الگويي همانند جريان طبيعي وادار ساخته اند و نيز براي بازآفريني درست زيستگاه‌هاي پائين دست تلاش مي كنند.
با اين همه بهره برداري كنندگان از سدها گر چه مي‌توانند ميزان خسارت ناشي از سدها را كاهش دهند، اما نمي توانند رودخانه وحشي را بازيابي كنند. پشتيبانان بازيابي رودخانه ها هم اينك از جبران و تخفيف پيامدها فراتر رفته اند و در راستاي برچيدن سدها و بازگرداندن جريان طبيعي به رودها تلاش مي كنند. تاكنون سدهاي كمي برچيده شده‌اند و هيچكس نمي‌داند اينكار براي طرح‌هاي بزرگ چگونه انجام خواهد شد و چه هزينه‌اي در بر خواهد داشت. به هر روي اين حركت رو به رشد در آمريكا در بلندمدت، اين نويد را مي دهد كه رودهاي جهان به مسير اصلي خود بازگردانده شود.
منابع طبیعی استان به روایت تصویر
محل کنونی شما